اشعار موضوعي »»

میلاد حضرت معصومه (س)
مرغ خيال سمت حريمت پريده است يعني به اوج عشق همين جا رسيده است خوشبخت قوم طايفه، ما مردم قميم جاروکشان خواهر خورشيد هشتميم اعجاز اين ضريح که همواره بي‌حد است چيزي شبيه پنجره فولاد مشهد است من روي حرف‌هاي خود اصرار مي‌کنم در مثنوي و در غزل اقرار مي‌کنم ما در کنار دختر موسي نشسته‌ايم عمريست محو او به تماشا نشسته‌ايم اينجا کوير داغ و نمک‌زار شور نيست ما روبروي پهنه دريا نشسته‌ايم قم سال‌هاست با نفسش زنده مانده است  


میلاد امام محمد باقر (ع)
ای شیعــه را به مهر شما اقتـدارها مـاه رجــب گرفتـه ز تــو اعتبارها خورشید بر درت یکی از جـان‌نثارها گردنــد دور کـوی تـو لیـل و نهارها هر لحظه در بقیع تو صد کاروان دل است هـر جا، روم مزار توأم شمع محفل است من کیستم که خاک سرای شما شوم؟ لب واکنـم، قصیـده سـرای شما شوم یـا مفتخـر بـه مدح و ثنای شما شوم باشـد کـه تـا گـدای گدای شما شوم لال است در ثنای تو مـولا زبان من تو وصف خود بگوی ولی با زبان من ---------------------------------------------------------------------


ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر
امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها از باغ از بهار من از مادرانه ها از دست پُر امیدم و تسبیح دانه ها از این دلی که پر زده از آشیانه ها شکرش میان این همه سر سروری شدیم مانند یازده پسرش مادری شدیم آیینه ای گرفته خدا در برابرش خورشیدی از تمامی انوار انورش امشب خدا نشسته خدا با پیمبرش امشب پدر رسیده به دیدار مادرش تعظیم تو به او نه که بر هست واجب است از این به بعد بوسه بر این دست واجب است تا مه کرده نام شما قیل و قال را پیدا نموده با تو کرامت کمال را گم کرده عقل پیش شکوهت خیال را پنهان جمال کردی پیدا جلال را هر چند کار توست که پیغمبری کنی تو آمدی که پای علی حیدری کنی این باغ ها معطر زهراست یا علی این موج موج کوثر زهراست یا علی آری تمام باور زهراست یا علی نام تو نام دیگر زهراست یا علی آغاز آفرینش از آغاز فاطمه است یعنی علی حقیقت اعجاز فاطمه است خورشید زیر پای تو خشت محقریست کار نگاه چشم شما ذره پروریست خاک حسینیه شدنم لطف مادریست خانم تمام حرف من این بیت آذریست "بنیانگذار مکتب غیرتدی فاطمه عباسَ درس معرفت اُورگدی فاطمه" عمریست تا به لطف تو زنجیر می شویم با بوی نان تازه نمک گیر می شویم باز از تنور روشن تو سیر می شویم شکرش ! کنار خانه تو پیر می شویم در روضه باز چایی دم کرده ی تو بود این لطف ، لطف دست وَرم کرده ی تو بود خانم میان صحن رضا نام تو بس است پای ضریح وقت شفا نام تو بس است پایین پا به جای دعا نام تو بس است دردی مگر برای دوا نام تو بس است نام تو بر لبم دم باب الجواد بود فیض تو بود از سر من هم زیاد بود آواره ایم پای شما خوش بحال ما مشمول هر دعای شما خوش بحال ما پروانه ی عزای شما خوش بحال ما مجنون کربلای شما خوش بحال ما آهی بکش که سینه ی ما کربلایی است تا یاد توست حال دلم مجتبایی است


امامت حضرت مهدی (عج)
در هــر دمــم هــزاران فریـاد انتظار است یک لحظه بی تو بودن، یک عمر احتضار است وقتــی تــو را نــدارم، بهتر که جان سپارم این زندگی تباهی، ایـن عمـر انتحـار است آنکــو قــرار دارد، کـی عشق یار دارد؟ عاشق بسان طوفان، پیوستـه بی قرار است ای یاس باغ نرگس! باز آ که می‌کنم حس بـی روی تـو زمانـه پاییز بی بهـار است بی جلـوۀ تـو عالم تاریکتر ز گور است وین مهر عالـم افروز شمع سر مزار است عیسی کـه از نبـوت بـر خویشتـن نبالد آرد نمـاز بـا تو، این اوج افتخـار است ما دور کعبه گشتیم با اشک خود نوشتیم ای زائریـن کعبـه! کعبـه جمال یار است از هجـر یــار گفتیـم، از انتظـار گفتیـم کو مرد انتظاری «یابن‌الحسن» شعار است گیرم تـو غمگساری در بیـن مـا نـداری ای نور دیده! ما را کی جز تو غمگسار است؟ میثم به دعوی عشق، مگشای لب که عاشق یـا زیـر تیـغ قاتـل، یــا بر فـراز دار است   حاج غلامرضا سازگار    


شهادت امام موسی کاظم (ع)
مردی که نام دیگر او "آفتاب" است بین غل و زنجیر هم عالی جناب است حبل المتین ماست یک تار عبایش این مرد از نسل شریف بوتراب است هنگام طی الارض و معراجش یقیناً ... ... روح الامین در محضرش پا در رکاب است پیداست از باب الحوائج بودن او هر کس از او چیزی بخواهد مستجاب است با یک سؤالش بشر حافی زیر و رو شد هر کس به پای او بیفتد کامیاب است