اشعار میلاد امام جواد (ع) و حضرت علی اصغر (ع)

شعر میلاد حضرت امام جواد علیه السلام

 

نسیمی از سر زلفت بهار دنیا شد

تو آمدی و اُمیدی به عشق پیدا شد

تو آمدی و خبر آمد از سُرادق عرش

زمین برای همیشه پر از مسیحا شد

درست مثل زمان تولد زهرا

مدینه مثل زمین های مکه زیبا شد

هزار حظّ منزّه به دیده اش آمد

همین که چشم ستاره به روی تو وا شد

وَ آسمان اگر امروز این همه بالاست

به پای قامت طوبایی شما پا شد

 

صدای پای کریمانه ی تو می آید

دلم به پشت در خانه ی تو می آید

 

تو نور عشقی و حق آفتابتان کرده است

دعای سبزی و حق مستجابتان کرده است

میانِ خیل هزاران هزار بخشنده

برای جود خودش انتخابتان کرده است

حساب کردم و دیدم چهارده قرن است

مرا پیاله به دست شرابتان کرده است

تو را سرشته و ادغام کرده با قرآن

تو را نوشته و حالا کتابتان کرده است

قسم به کعبه برای شفاعت فرداست

اگر جواد الائمه خطابتان کرده است

 

خدا سرشته تو را ، تا که مثل نور کند

کریمی اش به کریمی تو ظهور کند

 

مسیح سبز نفس های تو حیاتم داد

شعاع نور ضریحت به جاده ام افتاد

برای آن که خدا حاجت مرا بدهد

مرا نوشت مُرید و تو را نوشت مُراد

به روی صفحه ی پیشانی ام ملائکه ات

نوشته اند سگِ خانه ی امامِ جواد

چگونه لطف نداری به این اسیری که

غلام حلقه به گوش تو بوده مادر زاد

صدایِ اوّل عشق و صدای آخر عشق

تمام عشقی و ای عشق خانه ات آباد !

 

رسیده است به روی مهت سلام رضا

علی اکبرِ در خانه ی امامِ رضا

 

تو آمدی پی اکرام و هم نشینی مان

جواب عاطفه باشی به مستکینی مان

تو آمدی ز طبق های آسمان پایین

و کردی از پی چشمانتان زمینی مان

چگونه دست توسل نیاوریم آقا

تو آمدی که همیشه گدا ببینی مان

تویی تو ما حصل چله ی توسل ها

تویی شراب طهورای اربعینی مان

تویی که حق خدایی به گردنم داری

تو آفریده شدی تا بیافرینی مان

 

تو را جواد و مرا آفریده ات کردند

قتیل آن دو کمان کشیده ات کردند

 

نگاه بی مَثَلت از تبار خورشید است

ضریحْ گونه ی چشمت مدار خورشید است

کواکب از جریان تو نور می گیرند

طلوع نور شما تا دیار خورشید است

تو انعکاس جمال امام خورشیدی

شبیه آینه ای که کنار خورشید است

همین که سردی مان رفت و فصل گرما شد

به گوش خویش سرودیم کار خورشید است

قسم به حرمت خاک زمین کرب و بلا

به آن دیار که مهپاره بار خورشید است

 

جواب کودک خورشید ، سر بریدن نیست

جواب نور گلوی سحر ، بریدن نیست

شاعر علی اکبر لطیفیان

 

شعر میلاد حضرت علی اصغر علیه السلام

 

طلوع چشم تو را آفتاب باور كرد

هواي آمدنت چشم را كبوتر كرد

 

ستاره هم به نوايي رسيد از نورت

حضور سبز تو حال زمانه بهتر كرد

 

كنار خانه آقا فرشته باران است

چه،خنده هات زمين را فرشته پرور كرد

 

به چشم هاي تو سوگند، اي علي چهره

خدا به خلقت چشمت دوباره محشر كرد

 

هزار مرتبه شكر است بر لبم،هر روز

كه حق، شفاعت ما را به تو مقدر كرد

 

تو همطراز دو دست رشيد عباسي

و فاطمه به شما يك حساب ديگر كرد

 

خدا كه خواست مرا هم كسي ببيند،پس

مرا هميشه گداي عليِ اصغر كرد

 

سرودن از تو تواني عظيم ميخواهد

عنايت از كلماتي كريم ميخواهد

 

تو انتخاب خدايي براي فرداها

ضمانت تو اميد حسينيِ ماها

 

اگر چه كودكي اما بزرگ دنيايي

نديده اند شبيه تو چشم دنياها

 

چه معجزه اي ست به چشمان فاطمي ات كه

مسيح چشم تو جان ميدهد به عيسي ها

 

من از قبيله دردم،غلام زاده ي تان

تو از قبيله عشقي ز نسل اقاها

 

چه آهوانه مرا تا جنون كشاندي و

نوشته ايم يكي از تمام ليلا ها

 

هنوز زمزمه مادرم به گوشم هست

كه مي سرود شما را به جاي لالا ها

 

قسم به لحظهء بالا نشيني ات تا عرش

مرا ببر به حريمت در اوج بالا ها

 

ببر به سمت جنونم به عشق محرم كن

تمام سال مرا هفتم محرًم كن

 

طنين خنده تو تا به آسمان پيچيد

دل حسين به هر خنده تو ميلرزيد

 

بدون هيچ معطل شدن به دست پدر

دوباره اسم شما هم فقط علي گرديد

 

نشسته اند كنارت ذخيره هاي زمين

شده تجمع ماه و ستاره و خورشيد

 

فقط نشانِ بزرگيِ خانواده توست

كه پير و كودكتان اينچنين كرم داريد

 

چه كرده درس نگاهت كه اينچنين گشتند

مريد و شيفته ی تو مراجع تقليد

 

درست مثل دو دست گره گشاي عمو

خدا به دست تو باب الحوايجي بخشيد

 

در آرزوي علمداري ات كنار عمو

چه خواب ها كه برايت رباب خواهد ديد

 

عزيز من پسرم پا به راه خواهي شد

تو هم براي خودت يك سپاه خواهي شد

 

حماسه ي تو هنوز از زبان نيفتاده

توسلِ به تو از چشممان نيفتاده

 

تو قصه شبِ مادر بزرگ هایي كه

كرامت نفست از بيان نيفتاده

 

شعاع دلبري ات شاهزاده بي حد بود

كه اسمت از دهن اسمان نيفتاده

 

عروج سرخ تو محكم نمود راه غدير

چرا كه نام علي از اذان نيفتاده

 

نيامده به سفر ميروي مراقب باش

كه چشم شور پيِ كاروان نيفتاده

 

خدا كند كه دروغ است اينكه ميگويند:

چه بارها كه سرت از سنان نيفتاده

 

دوباره شاعر دلخسته مينويسد اين

دو مصرعي كه هنوز از دهان نيفتاده:

 

چه قدر زير گلويت سفيد و جذاب است

به قب قبت اثر بوسه هاي ارباب است

شاعر حسن کردی

مرتبط باموضوع :

 شعر شهادت حضرت زینب  [ چهارشنبه، 24 ارديبهشت ماه، 1393 ] 49441 مشاهده
 شعر میلاد مولود کعبه  [ دوشنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1393 ] 12792 مشاهده
 محسنیه  [ پنجشنبه، 26 آذر ماه، 1394 ] 1279 مشاهده
 ولادت امام محمد باقر (ع)  [ يكشنبه، 30 فروردين ماه، 1394 ] 1773 مشاهده
 هفتگی 94/8/17 شهادت امام سجاد (ع) هیئت حر  [ پنجشنبه، 21 آبان ماه، 1394 ] 958 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .